http://ثبت%20آگهی%20رایگان
http://ثبت%20آگهی%20رایگان

جایگاه تبلیغات در آمیزه بازاریابی

جایگاه تبلیغات در آمیزه بازاریابی

 

واژه بازار مفاهیم زیادی به دنبال دارد. این مفاهیم در سالیان اخیر به طور فزآینده ای توسعه یافته اند.

مفهوم اصلی در بازار،مشتری است.

مفاهیم دیگر موجود در بازار، کالا ها و خدمات هستند که قانون عرضه و تقاضا بر آنها حاکم است.

کالا ها و خدمات باید طوری در بازار عرضه شوند که موجبات رضایت مشتریان را فراهم سازند.
هدف اصلی هر صنعت، شناخت، عرضه و نگهداری مشتریان است.


بازاریابی نظامی است که ساز مان ها و مشتریان را به هم مرتبط می سازد.

وظیفه اصلی نظام یا سیستم بازاریابی ارائه خدمت به مشتریان و حفظ آنهاست.

مدتی است که این ایده به ظاهر ساده از کالا های مصرفی به محصولات خدماتی

( مانند خدمات دولتی، مالی، بهداشتی و آموزشی ) نیز رسوخ کرده است.

اکثر مردم از یک طرف مشتری کالا ها و خدمات دیگران هستند،

و از طرف دیگر به جستجوی روش هایی برای ارائه خدمات حرفه ای به مشتریان خود هستند.

همزمان با رشد نگرش مشتری مداری، ایده نام تجاری نیز توسعه یافته است.


بازار از مرحله تولید و فروش کالا ها و خدماتی که تمایزی با محصولات مشابه ندارند،

( مانند سیب، پرتقال، گاز شهری، مسکن و … ) به سمت ایجاد نام تجاری و فروش کالا های مشخص و متمایز گرایش پیدا کرده است.

نام تجاری، تنها مفهوم فیزیکی یک کالا را شامل نمی شود. بلکه علاوه بر شکل فیزیکی،

تصور و مفهومی که مشتریان از یک کالا یا خدمات خاص در ذهن دارند را نیز در بر می گیرد.
پودر لباس شویی با مفهوم شکستن لباس ها همراه است.

ولی نام تجاری پرسیل ( یکی از نام های تجاری تولید کننده پودر لباس شویی )

با خود مفهوم شستشوی بسیار تمیز را نیز به همراه دارد.


مفهوم نام تجاری از کالا های مصرفی به کالا های با دوام، خدمات،

کالا های صنعتی، مواد خام، خدمات مالی و حتی خدمات دولتی نیز توسعه یافته است.

پرسیل یک نام تجاری در صنعت شوینده است.

همانطور که “مسی فرگوسن” در تراکتور، ” آی بی ام ” در کامپیوتر،

” پارسل فورس ” در صنعت حمل و نقل یا ” امریکن اکسپرس ” در کارت های اعتباری.

نکته مهم در هر نام تجاری، ارزش آن نام است. نام تجاری موجب می شود،

کالا ها و خدمات شرکت در مقابل کالا ها و خدمات رقبا تمایز یابند.


حال باید گفت در فرآیند بازاریابی  و ایجاد نام تجاری،

عامل اصلی همان تبلیغات و یا به طور کلی ” ارتباطات بازاریابی “ است.

سازمان ها ناگزیرند خود را به مشتریان شان معرفی کنند.

همانطور که در شکل ۱/۱ نشان داده شده است،

وظیفه بازاریابی ایجاد ارتباط بین سازمان و مشتریان است.

جایگاه تبلیغات در آمیزه بازاریابی


با توجه به فراوانی و پراکندگی جغرافیایی مشتریان، برای برقراری ارتباط با آنها دو راه وجود دارد:

۱_ از طریق واسطه ها یا توزیع کنندگان
۲_ از طریق رسانه های ارتباطی

ارتباط با مشتریان از طریق واسطه ها، ممکن است توسط نمایندگان فروش شرکت فراهم شود.

که در این گونه موارد ارتباطات در حجمی بسیار زیاد می تواند مؤثر واقع شود.

فرایند ارتباطات در این روش به صورت شکل ۱/۲ است.

جایگاه تبلیغات در آمیزه بازاریابی

هر چند در این شکل، ارتباطات به عنوان یکی از عوامل کلیدی فرایند بازاریابی نشان داده شده است.


با این وجود ارتباطات می تواند اشکال دیگری نیز داشته باشد:

ارتباطات بازاریابی : معرفی کالا ها، خدمات و ایده ها و کمک به تحقق اهداف تجاری و بازرگانی.

ارتباطات در سطح شرکت : اطلاع رسانی در مورد شرکت به منظور ایجاد ارتباطات قوی میان شرکت و شبکه های خارج از شرکت و عموم مردم.

اغلب هزینه های تبلیغاتی به منظور رفع نیاز های بازاریابی اختصاص می یابند.

با این وجود هزینه های تبلیغاتی شرکت ها نیز با رشد روزافزونی همراه بوده اند.

مثلا زمانی که دولت ها، برای ایجاد سایت های اینترنتی قرارداد امضاء می کنند،

می توان این اقدام را در گروه تبلیغات در سطح شرکت طبقه بندی کرد.

سؤال این است که آیا دولت ها نیز مقاصد بازاریابی دارند؟


برای دریافت اطلاعات علمی بیشتر در حوزه تبلیغات و بازاریابی مقالات قبلی بیلبورد را مطالعه کنید:

تبلیغات چه کاری انجام می دهد و چگونه ؟؟

چرا تبلیغات ؟؟

 


اشتراک گذاری Telegram Facebook WhatsApp Twitter

دیدگاهتان را بنویسید