در حال فراخوانی آگهی های بیشتر ...

بیلبورد

داستان مدیریتی شیر و مورچه

پنجشنبه ۱۲ فروردین ۰ بازاریابی و فروش
  • تصویر شماره داستان مدیریتی شیر و مورچه

داستان مدیریتی شیر و مورچه حکایت خیلی از شرکت ها در ایران است.


لطفا ۳ دقیقه وقت بگذارید و این  داستان رو مطالعه کنید.


داستان شیر و مورچه  در (سیستم های مدیریتی)


مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر میشد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.

مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.

سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود.

شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت.

بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت.
و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.

سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد.

سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند. سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد.

شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کند تا شیر بتواند این نمودارها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد.

سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد.
سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد.

 مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت دوست نداشت.

شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.

این پست به ملخ داده شد.
اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.

ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند.

محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند.

با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.

بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید.

جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.

و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.
و بنابراین
شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند
زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت.

خیلی خب، حالا شما خود از این داستان نتیجه گیری کنید و آن را به سیستم های مدیریتی شرکت ها و ادارات ایران تعمیم دهید. آیا می توان نتیجه ای خارج از وضع موجود و کنونی را در سیستم مدیریتی کشور توقع داشت؟؟!!

 


 

پیشنهادات خواندنی ما به شما :

اگر دوست داری بدانی آمارهای بین الملیی در بازاریابی و فروش چیست؟ اینجا کلیک کن...
 


منبع مقاله : https://billboard.mba/blog
گردآوری و تهیه کننده : فرشاد نوروزی عضو انجمن علمی بازاریابی ایران

 


 

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره بانک جامع اطلاعاتی اصناف مختلف در استان های کشور و همچنین جهت دریافت مشاوره تبلیغاتی و بازاریایی با کارشناسان گروه تبلیغاتی بیلبورد در ارتباط باشید
تماس :  91  207  207  091

در هفت روز هفته به صورت شبانه‌روزی می‌توانید با ما در ارتباط باشید...

                                                                                   تماس با پشتیبانی
  ثبت آگهی رایگان